دلنوشته های دخترمردادی
امروز صبح ساعت10بیدار شدم واتاق رومرتب کردم وکلی اهنگ گوش کردم وتونت بودم واس بازی وبعدش فیلم دیدم اومدم بالا ناهارخوردم وخوابیدم بیدارشدم اومدم پایین مامانم رفت میوه فروشی یکدفعه ای با مامان بزرگم اومد داییم اومده بود دنبالمون بریم دوربزنیم رفتیم دورزدیم واومدیم خونه اومدم روزنوشت روآپ کن
دوستای گلم توروخدا برام دعا کنید
نظرات شما عزیزان:
تاريخ پنج شنبه 14 شهريور 1392| Comment |
سـاعت
21:35 نويسنده فهیمهDesign by: pinktools.ir |